con (1)
معنی کامل و مثالها
/kän/adv., n.
● مخالف، برضد
to argue a matter pro and cons
موافق و مخالف موضوعی بحث کردن
● استدلال مخالف، رای مخالف، آدم مخالف
the cons outnumbered the pros
تعداد مخالفان از موافقان بیشتر بود.
/kän/adv., n.
● مخالف، برضد
to argue a matter pro and cons
موافق و مخالف موضوعی بحث کردن
● استدلال مخالف، رای مخالف، آدم مخالف
the cons outnumbered the pros
تعداد مخالفان از موافقان بیشتر بود.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن