con (4)
معنی کامل و مثالها
/kän/adj., n., vt.
● (خودمانی) گوشبر، کلاهبردار، شیاد
a con man
آدم شیاد
● (ابتدا جلب اعتماد و سپس) کلاهبرداری کردن، گوشبری کردن، شیادی کردن
he was conned into buying the Brooklyn bridge
با حیله و نیرنگ پل بروکلین را به او فروختند.
● خرکردن، دست انداختن
● گوشبری، شیادی