دیکشنری فارسی

con (4)

معنی کامل و مثال‌ها

/kän/adj., n., vt.

● (خودمانی) گوشبر، کلاهبردار، شیاد

a con man

آدم شیاد

● (ابتدا جلب اعتماد و سپس) کلاهبرداری کردن، گوشبری کردن، شیادی کردن

he was conned into buying the Brooklyn bridge

با حیله و نیرنگ پل بروکلین را به او فروختند.

● خرکردن، دست انداختن

● گوشبری، شیادی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن