دیکشنری فارسی

concavo-convex

معنی فارسی

مقعرومحدب ازيکسوگودوازدگرسوبرآمده

معنی کامل و مثال‌ها

/-kän veks´/adj.

● (بیشتر در مورد عدسی و غیره) کاو و کوژ، کاو کوژ، مقعر و محدب

● (نور شناسی) عدسی که طرف کاو آن دارای انحنای بیشتری از طرف کوژ آن است ولذا کناره‌های آن از وسط آن ضخیم‌تر است

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'concavus' meaning 'hollow' and 'convexus' meaning 'arched'.

مثال

  • The concavo-convex lens is used in certain optical devices.
  • The mirror had a concavo-convex shape.
  • The sculpture had a concavo-convex design.

ترکیب‌های رایج

Concavo-convex lens Concavo-convex design Concavo-convex shape Concavo-convex structure

تعریف انگلیسی

adjective
  1. concave on one side and convex on the other with the concavity being greater than the convexity

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن