concentric running معنی فارسی حرکت دوراني حرکت چرخشي واژههای دیگر با معنی «حرکت دوراني» turning movement حرکت دوراني، احاطه دوراني concentricity test آزمايش حرکت دوراني vortex flow جريان سيال با حرکت ترتيبي دوراني و، انتقالي coffee grinder حرکت دوراني يک پاي ژيمناست با دو دست، روي زمين expansion bearing تکيه گاهي که موجب حرکت طولي يا دوراني، ميشود vertical envelopement احاطه قائم، حرکت دوراني قائم kelly کلي، قطعه اي از لوله حفاري که باعث ميشود، علاوه بر حرکت دوراني مته در جهت عمود نيز