دیکشنری فارسی

concertise

تعریف انگلیسی

verb
  1. give concerts; perform in concerts “My niece is off concertizing in Europe” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن