concertize
معنی فارسی
تکنوازي کردن ، به سفر نمايشي رفتن
معنی کامل و مثالها
/kän´sǝr tīz´/vi.
● (موسیقی) تکنوازی کردن (در کنسرتها)، (با دستهی کنسرت) به سفر نمایشی رفتن
تعریف انگلیسی
verb
- give concerts; perform in concerts “My niece is off concertizing in Europe” “Somebody ----s”