دیکشنری فارسی

concertmaster

UKəmkənsəːtmɑːstər US'kɔnsət'mæstə

معنی فارسی

سرنوازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´sǝrt mas´tǝr/n.

● (موسیقی) سرنوازنده (رهبر دسته‌ی اول ویولن نوازان ارکستر سمفونی که تکنوازی‌های ویولن را به عهده داشته و گاهی نقش معاون رهبر ارکستر را نیز دارد) (concertmeister هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن