concertmaster
UKəmkənsəːtmɑːstər
US'kɔnsət'mæstə
معنی فارسی
سرنوازنده
معنی کامل و مثالها
/kän´sǝrt mas´tǝr/n.
● (موسیقی) سرنوازنده (رهبر دستهی اول ویولن نوازان ارکستر سمفونی که تکنوازیهای ویولن را به عهده داشته و گاهی نقش معاون رهبر ارکستر را نیز دارد) (concertmeister هم مینویسند)