concrescence
معنی فارسی
رشد بايکديگر باهم نموکردن بهم پيوستگي
معنی کامل و مثالها
/kǝn kres´'ns/n.
● (زیست شناسی) همرویش (رشد توام اندامها یا یاختهها مثلا در جنین)
رشد بايکديگر باهم نموکردن بهم پيوستگي
/kǝn kres´'ns/n.
● (زیست شناسی) همرویش (رشد توام اندامها یا یاختهها مثلا در جنین)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن