دیکشنری فارسی

condescending

UKkɔndisendiŋ US'kɔndı'sendıŋ

معنی فارسی

تمکين کننده فروتن مهربان نوازش کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-sen´diŋ/adj.

برتری آمیز، افاده آمیز، خود پسندانه، گنددماغ‌دار

the boss spoke to them in a condescending tone

رئیس بالحنی غرور آمیز با آنها صحبت کرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن