conductitious معنی فارسی کرايه اي اجاره اي مزدي واژههای دیگر با معنی «کرايه اي» hach اسب کرايه اي، درشکه کرايه اي، زحمت hippocratism جاره کرايه اي hackney-carriage درشکه کرايه اي hackney-boat کرجي ياکشتي کرايه اي jarvey راننده درشکه کرايه اي، راننده کالسکه ايرلندي hackman راننده درشکه کرايه اي hackney-man راننده درشکه کرايه اي fly-man راننده درشکه تک اسبه کرايه اي circulating library کتابخانه اي که کتاب کرايه ميدهد CAB درشکه کرايه اي تک اسبه که دوياچهارچرخ، داشته باشد