cone
معنی فارسی
مخروط جوزکلاغ ميوه کاج
معنی کامل و مثالها
/kōn/n., vt.
● مخروط
a cone-shaped hill
تپهی مخروطسان
● قیف (بستنی)، هرچیز مخروط مانند، بتو
an ice cream cone
بستنی قیفی
● نوک قلهی آتشفشان (که به شکل فرورفتگی مخروط مانند است)
● (گیاه شناسی) جوز کلاغ، میوهی کاج، هرتخم یا میوهی مخروطسان، مخروط کاج، کوکنار
● (جانور شناسی - در شبکیهی چشم بیشتر مهرهداران) یاختهی مخروطی (که نسبت به نور و رنگ حساس است)
● رجوع شود به: cone shell
● (در میکروفن و غیره) دیافراگم
● مخروطی شکل کردن، مخروطسان کردن، برش مخروطی دادن به
● (راهنمایی و رانندگی) میلهی مخروطسان، مخروطه (پلاستیکی یا فلزی و قابل حمل که برای هدایت رانندگان در امتداد مسیر و غیره قرار میدهند)
* cone off
(مسیررا) با مخروط مشخص کردن
تعریف انگلیسی
- any cone-shaped artifact
- a shape whose base is a circle and whose sides taper up to a point
- cone-shaped mass of ovule- or spore-bearing scales or bracts
- a visual receptor cell in the retina that is sensitive to bright light and to color
- make cone-shaped “cone a tire” “Somebody ----s something”