دیکشنری فارسی

confession and avoidance

معنی فارسی

اقرار مقيد

به اين معني که مقر ، مورد ادعا يا

مطالبه طرف را قبول مي کند ليکن اقرار

خود را مقيد به قيد وصفي مي کند که آثار

حقوقي مورد ادعا را دگرگون مي سازد

اقرار مرکب

به اين معني که مقر ، ادعاي طرف را

تصديق مي کند ليکن مطلبي را که با اصل

موضوع اقرار ارتباط ندارد و اثرش به سود

اوست ، به آن اضافه مي کند

واژه‌های دیگر با معنی «اقرار مقيد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن