دیکشنری فارسی

configured

UKkənfigəd USkən'fıgjəd

معنی فارسی

شکل داده پيکر بندي شده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. organized so as to give configuration to “a magnet is surrounded by a configured field”

واژه‌های دیگر با معنی «شکل داده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن