دیکشنری فارسی

confiscatory

USkən'fıskə'tɔ:rı

معنی فارسی

ضبطي توقيفي

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn fis´kǝ tôr´ē/adj.

● وابسته به مصادره، مصادره آمیز، مصادره مانند، اجحاف آمیز

confiscatory taxes

مالیات‌های اجحاف‌آمیز

● مصادره کننده، مصادره‌گر

واژه‌های دیگر با معنی «ضبطي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن