دیکشنری فارسی

congé

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´zhā´, -jā´/n.

● خداحافظی کوتاه و بی تشریفات، مرخص‌سازی (بدون مقدمه و توضیح)، اخراج

● اجازه‌ی عزیمت

● تودیع رسمی

● تعظیم (به ویژه هنگام عزیمت)

● (معماری) گچکاری یا کنده‌کاری کاو (معقر)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن