conglutinant
معنی فارسی
به هم چسبان، جوش زن،التيام بخش،
آنچه که دو سر زخم يا بريدگي را به هم جوش
بدهد
معنی کامل و مثالها
/kǝn glōōt´'n ǝnt/adj.
● به هم چسبان، (به هم) جوش زن
● (پزشکی) التیام بخش، آنچه که دو سر زخم یا بریدگی را به هم جوش بدهد
به هم چسبان، جوش زن،التيام بخش،
آنچه که دو سر زخم يا بريدگي را به هم جوش
بدهد
/kǝn glōōt´'n ǝnt/adj.
● به هم چسبان، (به هم) جوش زن
● (پزشکی) التیام بخش، آنچه که دو سر زخم یا بریدگی را به هم جوش بدهد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن