دیکشنری فارسی

congregative

معنی فارسی

گردآينده - متمايل بجمع شدن - جماعت دوست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن