دیکشنری فارسی

conniving

UKkənaiviŋ USkə'naıvıŋ

معنی فارسی

چشم پوشي کردن تجاهل کردن بي اعتنايي کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of persons “the most calculating and selfish men in the community”
  2. acting together in secret toward a fraudulent or illegal end

واژه‌های دیگر با معنی «چشم پوشي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن