consensual
USkən'sensuəl
معنی فارسی
مبني بر رضايت دوطرف
معنی کامل و مثالها
/kǝn sen´shōō ǝl/adj.
● (آنچه که مستلزم توافق طرفین باشد) رضایی، توافقی
a consensual contract
قرارداد مورد توافق طرفین
● (حقوق روم باستان) قرارداد رضائی (که فقط در دوران توافق طرفین اعتبار داشت)
● (تنکردشناسی) هم واکنش (واکنش یک عضو هنگام انگیزش عضو دیگر مثلا: واکنش مردمک هر دو چشم هنگامی که فقط یک چشم تحریک میشود)، واکنش توام
ریشه و کاربرد
ریشه
From the Latin word 'consensus', meaning 'agreement'.
مثال
- The decision was made in a consensual manner.
- They reached a consensual agreement on the terms of the contract.
- Consensual relationships are built on trust and communication.
ترکیبهای رایج
Consensual agreement Consensual relationship Consensual decision
تعریف انگلیسی
adjective
- existing by consent “a consensual contract”