دیکشنری فارسی

conspectus

معنی فارسی

بازديديادوره عمومي خلاصه

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn spek´tǝs/n.

● نمای کلی، ورانداز، ارزیابی

● خلاصه، چکیده، فشرده، ملخص، مجمل

تعریف انگلیسی

noun
  1. an overall summary

مترادف‌ها

noun
[Lat.] Outline, epitome, abstract, summary, compend, compendium, synopsis, syllabus, digest, brief, breviary, general view.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن