constrainer معنی فارسی درفشاريا اجبارگذاشتن - مجبورکردن - برآن داشتن - نگه داشتن واژههای دیگر با معنی «درفشاريا اجبارگذاشتن - مجبورکردن - برآن» constrain درفشاريا اجبارگذاشتن - مجبورکردن - برآن، داشتن - نگه داشتن