دیکشنری فارسی

consul general

UKkənsldʒenrəl

معنی کامل و مثال‌ها

pl.

● سرکنسول، کنسولی که در شهر نسبتا بزرگی مستقر باشد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن