consumptible معنی فارسی تمام شدني تحليل رفتني واژههای دیگر با معنی «تمام شدني» depletable تمام شدني، تقليل يافتني. exhaustable resources منابع تمام شدني، منابع پايان پذير، منابع طبيعي که ميزان عرضه آنها ثابت nonrenewable resources منابع غير قابل تجديد، منابع تمام شدني exhaustible خالي کردني، بيرون کشيدني، تمام کردني