contact-print معنی فارسی کپي واژههای دیگر با معنی «کپي» clone کپي، ابزار همگن، ابزار مشابه magnetic printing اثر کپي copy editing ويرايش کپي copy fitting مطابقت کپي copy protection محافظت از کپي، حفاظت در برابر کپي camera ready copy کپي آماده تکثير live copy paste کپي الصاق مستقيم up-line loading انتقال يک کپي از يک برنامه piggyback file فايلي که بدون اجبار به کپي مجدد آن، مي توان رکوردهايي را به انتهاي آن، اضافه نمود workfile يک کپي موقت از برنامه يي که در حال، ويرايش است