دیکشنری فارسی

contactor

UKkɔntæktər

معنی فارسی

کنتاکت گر

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´tak´tǝr,kän tak´-/n.

● (برق) کلید خودکار قطع و وصل، بساوگر (که مدار را قطع و وصل می‌کند و معمولا خودکار است)

واژه‌های دیگر با معنی «کنتاکت گر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن