دیکشنری فارسی

contagium

معنی فارسی

واگيره سرايت وسيله واگيره ماده مسري

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn tā´jǝm, -jē ǝm/n.,pl.

عامل پراکنش بیماری (مثلا ویروس و ترکیزه)، واگیرآور

واژه‌های دیگر با معنی «واگيره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن