contemplator معنی فارسی انديشه کننده تفکرکننده درنظرگيرنده واژههای دیگر با معنی «انديشه کننده» delib-erator انديشه کننده، انديشنده، سنجنده contemplative انديشه کننده، فکور، اهل تفکر cogitator انديشنده، انديشه کننده، مطالعه کننده cogitative فکور، انديشه کننده، داراي قوه تفکر brooder اسباب جوجه درست کني، انديشه کننده reflective بازتاب، منعکس سازنده، صيقلي