content (1)
معنی کامل و مثالها
/kǝn tent´/adj., vt., n.
● راضی، قانع، خرسند
are you content with your present salary
آیا به حقوق فعلی خود قانع هستی؟
● (مجلس لردان انگلیس) مایل (که به مثابه رای مثبت است)
● (قدیمی) خوشحال، مسرور
● (با: -self) قانع بودن، راضی بودن به، قناعت کردن به
we will have to content ourselves with bread and cheese
باید با نان و پنیر بسازیم.
● قناعت، رضایت
* to one's heart's content
به حد وفور، تا دل شخص بخواهد
he ate to his heart's content
تا دلش میخواست خورد.