دیکشنری فارسی

contextual

UKkəntekstʃeəl

معنی فارسی

وابسته بقراين

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn teks´chōō ǝl/adj.

● همبافتی، زمینه‌ای، وابسته به فحوا و متن، بافتمند، بافتاری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or determined by or in context “contextual information” “Pertains to noun: context”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن