دیکشنری فارسی

contexture

معنی فارسی

ترکيب بافت ساختمان رشته

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn teks´chǝr/n.

● (نادر) همبافت، متن، بافتار

● ساختار، بافت

● درهم بافی

● پارچه، بافته، تافته

مترادف‌ها

noun
Constitution, structure, framework, texture, composition, mode of formation.

واژه‌های دیگر با معنی «ترکيب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن