دیکشنری فارسی

continental

US'kɔntə'nentəl

معنی فارسی

قطعه اي اقليمي ساکن قطعه (اروپا)

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´tǝ nent´'l/adj., n.

قاره‌ای، اقلیمی، کشخری، قاره مانند

China's population and Australia's continental size

جمعیت چین و وسعت قاره مانند استرالیا

(گاهی C بزرگ) اروپایی (ولی نه انگلیسی - به ویژه در مورد مردم و کشورهای اروپای مرکزی و جنوبی به کار می‌رود)

trade between Britain and continental Europe

تجارت بین انگلستان و (بقیه‌ی) اروپا

(C بزرگ) وابسته به ایالت‌های امریکا در طول جنگ‌های استقلال و کمی پس از آن

the Continental army

ارتش استقلال طلبان امریکا

(C بزرگ - در جنگ‌های استقلال امریکا) سرباز امریکایی

two of the Continentals were killed

دو تن از سربازان استقلال طلب امریکایی کشته شدند.

(در جنگ‌های استقلال امریکا) اسکناس (که ارزش کمی داشت)

(هواشناسی) وابسته به آب و هوای اقلیمی (آب و هوای نسبتا خشک)

* not care (or give) a continental

(امریکا) اصلا اهمیت ندادن، خم به ابرو نیاوردن

* not worth a continental

(امریکا) ارزش یک پول سیاه را نداشتن، یک غاز نیرزیدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or concerning the American colonies during and immediately after the American Revolutionary War “the Continental Army” “the Continental Congress” “Pertains to noun: Colony”
  2. of or relating to or characteristic of a continent “the continental divide” “continental drift” “Pertains to noun: continent”
  3. being or concerning or limited to a continent especially the continents of North America or Europe “the continental United States” “continental Europe” “continental waters”

واژه‌های دیگر با معنی «قطعه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن