دیکشنری فارسی

contra-

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´trǝ/

● پیشوند:

● مخالف، علیه، برضد، پاد، مقابل [contradict]

● (موسیقی) زیرتر (در مورد صدا و زیر و بمی)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن