دیکشنری فارسی

contraposition

معنی فارسی

مفهوم مخالف ، قلب مطلب بطريق منفي

معنی کامل و مثال‌ها

n.

تناقض، تقابل، تضاد، برابرنهاد، آنتی‌تز، پادنهشت، پادنهاد، پادنهش، عکس نقیض (قرارگیری یا قرار دادن در مقابل هم)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن