contravallation
معنی فارسی
استحکامات وسنگرخارجي که محاصره کنندگان
ميان اردوي خودوشهرميس
معنی کامل و مثالها
/kän´trǝ vǝ lā´shǝn/n.
● پادسنگر (استحکاماتی که قوای محاصره کننده میسازند تا از حملهی محاصره شوندگان در امان باشند)
استحکامات وسنگرخارجي که محاصره کنندگان
ميان اردوي خودوشهرميس
/kän´trǝ vǝ lā´shǝn/n.
● پادسنگر (استحکاماتی که قوای محاصره کننده میسازند تا از حملهی محاصره شوندگان در امان باشند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن