conuter معنی فارسی شمارنده واژههای دیگر با معنی «شمارنده» enumerator شمارنده، يکايک گوينده، صورت دهنده line counter شمارنده سطر loop counter شمارنده حلقه repeat counter شمارنده تکرار program counter شمارنده برنامه، شمارشگر برنامه binary counter شمارنده دودويي frequency counter شمارنده فرکانس ring counter شمارنده حلقه اي. current location counter شمارنده مکان فعلي instruction counter شمارنده دستورالعمل، شمارشگر دستورالعمل