convened
UKkənviːnd
USkən'vi:nd
معنی فارسی
گردآوردن - فراهم کردن - جمع کردن - خواندن -
انجمن کردن - گردآمدن
گردآوردن - فراهم کردن - جمع کردن - خواندن -
انجمن کردن - گردآمدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن