دیکشنری فارسی

converged

UKkənvəːdʒd USkən'və:dʒd

معنی فارسی

بيک نقطه رفتن ، بيک نقطه متوجه شدن ،

بهم نزديک شدن

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense of 'converge'.

ریشه

From Latin 'convergere' meaning 'inclining together'.

مثال

  • The paths had converged at the park.
  • Their interests converged over time.
  • The rivers converged into a single stream.

ترکیب‌های رایج

Converged on Converged at Converged in

واژه‌های دیگر با معنی «بيک نقطه رفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن