دیکشنری فارسی

conversable

معنی فارسی

خوش سخن خوش صحبت قابل معاشرت درخورصحبت

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn vu_r´sǝ bǝl/adj.

خوش برخورد، خوشرو، مهربان

خوش‌صحبت

(قدیم) مکالمه‌ای، محاوره‌ای

مترادف‌ها

adjective
Sociable, social, communicative, affable, free, unreserved, open.

واژه‌های دیگر با معنی «خوش سخن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن