convexo-concave
معنی فارسی
محدب ومقعر ، از يکسو برآمده وازدگرسوکاسته
معنی کامل و مثالها
/kän vek´sō kän´ kāv´/adj.
● کوژ و کاو، محدب و مقعر
● (نورشناسی) عدسی کوژ - کاو (که طرف کوژ آن از طرف کاو انحنای بیشتری دارد و لذا بخش میانی آن ضخیمتر است)
تعریف انگلیسی
adjective
- convex on one side and concave on the other with the convexity being greater than the concavity