دیکشنری فارسی

convexo-convex

معنی فارسی

ازدوسو محدب دوسو برآمده

معنی کامل و مثال‌ها

/-kän veks´/adj.

● کوژ - کوژ، محدب و محدب، دو سو کوژ (عدسی یا چیزی که دو طرفش کوژ باشد)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. convex on both sides; shaped like a lentil

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن