دیکشنری فارسی

conveyor or conveyer

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn vā´ǝr/n.

● وسیله‌ی نقلیه، وسیله‌ی حمل و نقل، ترابر

● رسانگر، برندگر، نقاله، دستگاه انتقال

conveyor belt

تسمه‌ی رسانگر، تسمه نقاله، نوار رسانگر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن