دیکشنری فارسی

convictive

معنی فارسی

محکوم کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn vik´tiv/adj.

● دارای اختیار (یا قدرت) محکوم سازی

● مجاب کننده، معتقد کننده، باور انگیز

واژه‌های دیگر با معنی «محکوم کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن