دیکشنری فارسی

convincing

UKkənvinsiŋ USkən'vınsıŋ

معنی فارسی

متقاعد کننده اقناع کننده خاموش کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-vin´siŋ/adj.

● مجاب کننده، متقاعد کننده، باور انگیز

his arguments were thoroughly convincing

استدلال‌های او کاملا متقاعد کننده بود.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. causing one to believe the truth of something “a convincing story” “a convincing manner”

واژه‌های دیگر با معنی «متقاعد کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن