دیکشنری فارسی

coontie

معنی فارسی

زاميه

معنی کامل و مثال‌ها

/kōōn´tē/n.

● (گیاه‌شناسی) زامیه (Zamia floridana از خانواده‌ی cycadaceae - بومی ایالت فلوریدا - از ساقه‌های زیرزمینی آن نشاسته می‌گیرند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. small tough woody zamia of Florida and West Indies and Cuba; roots and half-buried stems yield an arrowroot

واژه‌های دیگر با معنی «زاميه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن