دیکشنری فارسی

cooperation or co-operation

معنی کامل و مثال‌ها

/kō äp´ǝr ā´shǝn/n.

● همکاری، مشارکت، تشریک مساعی، معاضدت، همیاری، همدستی

your cooperation will be very important

همکاری شما بسیار مهم خواهد بود.

● تعاون

● (بوم‌شناسی) برهم کنش (تاثیر متقابل) سازواره‌ها (که معمولا برای همه نافع است) (cooperation هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن