دیکشنری فارسی

cop (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/käp/n.

● (محلی) سرتپه، نوک تپه، ستیغ

● ماسوره‌ی نخ (که به صورت مخروط پیچیده شده است)، دوک (که نخ به شکل مخروط دور آن پیچیده شده باشد)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن