دیکشنری فارسی

cope (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/kōp/n., vt.

● ردا، جامه‌ی بلند و گشاد کشیشان، جبه

● پرده، سایبان، آسمانه، آسمان، اتاق

● رجوع شود به: coping

● دارای کتیبه یا هره کردن، پوشاندن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن