دیکشنری فارسی

cor (1)

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● گوشه

● تاجک، دیهیم

● کالبد سنج، پزشک قانونی

● مجموعه، پیکره

● اصلاح، غلطگیری

● متقابل، وابسته به هم

● همخوانی، مکاتبه

● سازگار، همخوان، خبرنگار

● همانند، معادل، متناسب

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن