دیکشنری فارسی

cordon

US'kɔ:dən

معنی فارسی

صف پاسبانان که دورمحلي حلقه زنند ، بند ،

نوار ، نشان

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr´dǝn/n., vt.

● کمربند حفاظتی (صفی از پاسبانان یا سربازان یا کشتی‌ها یا دژها و غیره که برای پاسداری در اطراف جایی مستقر شده باشند)، حلقه‌ی پاس وری، صف پلیس، پاسورگان

demonstrators broke through the police cordons

تظاهرکنندگان صف‌های پلیس را شکستند و رد شدند.

● (روبان یا قیطان که به جای مدال و یا برای تزیین به جامه می‌زنند) یراق، روبان، نوار، واکسیل، زیب

● رجوع شود به: stringcourse

● (معمولا با: off) محاصره کردن، گردگیری کردن، پاسوری کردن

the soldiers had cordoned off the neighborhood and would not let anyone pass through

سربازان محله را محاصره کرده و به کسی اجازه‌ی عبور نمی‌دادند.

ریشه و کاربرد

ریشه

From French 'cordon' meaning 'cord' or 'ribbon'.

مثال

  • The police formed a cordon around the crime scene.
  • The protesters broke through the police cordon.
  • The security guards created a cordon to control the crowd.

ترکیب‌های رایج

Form a cordon Create a cordon Break through the cordon Police cordon

تعریف انگلیسی

noun
  1. a series of sentinels or of military posts enclosing or guarding some place or thing
  2. cord or ribbon worn as an insignia of honor or rank
  3. adornment consisting of an ornamental ribbon or cord

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن