cordon bleu
معنی کامل و مثالها
/kōôr dōn blö´/
● (فرانسه - دوران شاهان بوربن) روبان آبی (که نشان دلاوران روحالقدس یعنی ارشدترین رستهی دلاوران فرانسه بود)
● برجسته، ممتاز، نخبه
a cordon bleu cook
آشپز درجه یک
● دلاور روحالقدس، دارندهی نشان روبان آبی
● آدم برجسته
● (آشپزی) گوشتی که در میان آن ژامبون و پنیر قرار داده و سرخ میکنند و معمولا با سس سرو میشود
chicken cordon bleu
مرغ کوردون بلو
ریشه و کاربرد
ریشه
From French 'cordon bleu' meaning 'blue ribbon', originally referring to the highest order of knighthood in France.
مثال
- She is a cordon bleu chef and can prepare exquisite dishes.
- The restaurant hired a cordon bleu to elevate their menu.
- He trained as a cordon bleu in Paris.
ترکیبهای رایج
Cordon bleu chef Cordon bleu cooking Cordon bleu school Cordon bleu judge
تعریف انگلیسی
- a chef famous for his great skill
- an honor or award gained for excellence